استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • سقراط پايگذار فلسفه اخلاق فضيلت محور  
  • 1389-01-10 17:0:57  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • سقراط پايه گذار فلسفه اخلاق فضيلت محور


    سقراط 469 ق م ــــــ 399 ق م:

    نخستين فيلسوفى كه بطور مفصل و گسترده درباره خوبى «عدالت و نيكوكارى» و بدى «ظلم و فساد»، بحث كرد سقراط فيلسوف يونانى در قرن پنجم قبل از ميلاد بود.
    سقراط بطور مفصل روشن كرد كه عدالت رفتارى بجا است و هر رفتارى در جاى خود زيبا است و هر زيبائى دوست داشتنى است يعنى خوب است و عدالت را به شهر منظمى تشبيه كرد كه هر عضوى در آن، كار مناسب و مربوط به خود را انجام مى‏دهد مثلاً كشاورزان كار خود را و صنعت گران كار خود را و سربازان كار مربوط به خود را و معلمان و دانشمندان هم كار مربوط به خود را انجام مى‏دهد و عاقل‏ترين و لايق‏ترين افراد نسبت به رهبرى يعنى فيلسوفان با تقوا و عادل، كار رهبرى شهر را انجام مى‏دهند همچنانكه در روان روح يك انسان عادل هم، عقل كه بالاترين عضو است كار رهبرى غرائز را به انجام مى‏رساند.
    و نيز سقراط مى ‏گويد كه:

    1 ـ بعضى چيزها ذاتا دوستداشتنى‏اند مانند خوشى و راحتى و تندرستى گرچه هيچ اثرى ببار نياورند.

    2 ـ بعضى چيزها ذاتا دوستداشتنى نيستند بلكه بخاطر آثار و نتائج مفيدشان دوستداشتنى‏اند مثل كارهاى دردناك و پر زحمت كه نتائج خوبى دارد.

    3 ـ بعضى چيزها، هم خودشان ذاتا دوستداشتنى‏اند و هم نتائج خوبى ببار مى‏آورند مثل خردمندى و بينائى، تندرستى، حال عدالت هم از همين چيزهائى است كه هم ذاتا خوب است و هم آثار مفيدى براى جامعه دارد يعنى «سقراط» مى‏گويد «عدالت» ذاتا خوب است نه تنها بخاطر نتائج مفيدش گرچه نتائج مفيدى هم دارد و عدالت را زيبا مى‏داند كه خودش بخاطر خودش هم كه شده دوست داشتنى است.

    اينك به نقل عبارات سقراط مى‏پردازيم:

    «سقراط: تصديق ميكنى عدالت همواره زيبا است».

    پولوس: گمان مى‏كنم چنين است»[1].

    سقراط: «والاترين و انجام پذيرترين روش‏ها اين است كه انسان سلب آزادى ديگران نكند» بلكه بكوشد كه خود هر روز بهتر و خردمندتر گردد[2].

    گوش فرا دار تا بگويم يا بهتر است سوالى كنم:

    «اگر كسى با ديگرى پيمانى بست بايد بعهد خود وفا كند يا حق دارد نيرنگ پيش گيرد و از انجام تعهد سر باز زند؟

    كريتون: البته بايد بعهد خود وفا كند»[3].

    گلاوكن:.......... ما از ميان چيزهاى خوب

    1 ـ بعضى را صرفا بخاطر خود آن چيزها دوست مى‏داريم نه بعلت نتائجى كه از آنها حاصل مى‏شود از قبيل شادى و اينگونه خوشيهاى بى ضررى كه انسان از آنها متمتع مى‏شود و اثرى ديگر از آنها باقى نمى‏ماند.

    2 ـ «بعضى خواستنى‏ها هست كه هم بخاطر خود و هم بسبب نتائجى كه از آنها حاصل مى‏شود مطلوب ما مى‏باشند مانند خردمندى، بينائى و تندرستى اين گونه اعمال بهر دو خاطر خواستنى هستند».

    3 ـ نوع سومى هم هست از قبيل ورزشهاى (سخت) بدنى و عمل به دستور پزشك و اشتغال به طبابت و حرفه‏هاى سودمند ديگر كه خود آنها موجب ناراحتى است لكن از آنها فايده‏اى به ما مى‏رسد و تمايل ما نسبت به اينها بخاطر خودشان نيست بلكه بعلت پاداش و نتائجى است كه از آنها عايد ما مى‏شود حال سقراط تو عدالت را از كدام يك از اين سه نوع ميدانى؟

    سقراط: «عدالت از زيباترين نوع است يعنى در زمره آن خواستنى‏هائى است كه هم بخاطر خود و هم بخاطر نتائجى را كه از آن، عايد ما مى‏شود مطلوب جويندگان سعادت مى‏باشد»[4]. (يعنى مانند خردمندى، سلامتى و بينائى است كه هم خودشان خوب اند و هم نتائج و ثمرات خوبى را مى‏توانند ببار بياورند).

    سقراط: گفتم بنابراين آنگاه كه كسى تشنه باشد يعنى تشنه مجرد بايد گفت كه آرزوئى بجز آشاميدن ندارد و همه ميل و طلب او همين است پس اگر در شرائطى كه براى او آب ضرر دارد نفس را از رفع تشنگى (آب خوردن) منصرف كند دليل بر آن است كه در نفس انسان اصلى وجود دارد غير از اصلى كه عطش را تحريك و انسان را مثل يك حيوان بطرف آب مى‏كشاند زيرابطوريكه تصديق كرديم ممكن نيست كه اصل واحد در جزء واحد از خود نسبت به شيئى واحد آثار متضادى بوجود آورد.

    اصلى كه بدين ترتيب در نفس انسان ظاهر و اينگونه نواهى از آن صادر مى‏گردد ناشى از عقل است و حال آنكه تحريك و ترغيب اين اميال، معلول حالات نفسانى و غرائز است. پس بايد متذكر باشيم كه شخص هم فقط آنگاه كه اجزاء نفس وى هر يك بوظيفه خود عمل كنند مى‏توانند خود را عادل دانسته و بگويد كه بوظيفه خود عمل مى‏نمايد.

    پس عقل منشأ حكمت و مامور سرپرستى نفس در كليه شئون آن است و نفس است كه بايد مطيع عقل باشد[5].

    ته ئه تتوس: هستى از چيزهائى است كه «روح»، خود و بوسيله خود در مى‏يابد.

    سقراط: همانندى و ناهمانندى و همانى و دگرى نيز از آن قبيل‏اند؟

    ته ئه تتوس: آرى

    سقراط: زيبائى و خوبى و بدى نيز؟

    ته ئه تتوس: آرى خصوصا در مورد اين چيزها روح مستقيم و بى واسطه عمل مى‏كند بدين نحو كه آنها را در برابر يكديگر قرار مى‏دهد و......... مى‏ سنجد[6].

    ـ كتاب دوره آثار افلاطون ـ جلد دوم قسمت ميهمانى در بحث خوبى و بدى اخلاقى با آپولو دروس:

    هيچ كارى به خودى خود نه زشت است و نه زيبا، مانند...... خوردن، سخن گفتن، بخودى خود زشت يا زيبا نيستند «زشتى و زيبائى هر كارى بسته به اين است كه آنرا چگونه بكنيم» اگر كارى را بنحو درست و زيبا انجام دهيم خود آن نيز زيبا خواهد بود و در غير اين صورت زشت. (ترجمه فارسى صفحه 428)

    عشق ورزيدن نيز از اين قاعده بيرون نيست از اين رو هر عروس را نمى‏توان ستود بلكه تنها عروسى زيبا است و در خور ستايش است كه ما را بر آن دارد كه به طرزى زيبا او را دوست بداريم عروسى كه با آفروديت زمين پيوند دارد خود نيز فرومايه و زمينى است.

    ـ دوره آثار افلاطون ـ جلد سوم ـ در مباحثه سقراط با الكيبيادس:

    سقراط: «هنگاميكه با كودكان بازى مى‏كردى از سخنانت چنان بر نمى‏آمد كه عدل و ظلم را مى‏شناسى زيرا بارها شنيدم به آواز بلند و اطمينان كامل مى‏گفتى كه اين يا آن كودك با تو به ناحق رفتار كرده و كودك بدى است». اگر نمى‏دانستى كه به تو ظلم كرده چنان نمى‏گفتى.

    الكيبيادس: بخدا سوگند كه آن سخن از روى نادانى نبود بلكه مى‏دانستم كه به من ظلم شده است.

    سقراط: پس معلوم مى‏شود در كودكى نيز معتقد بودى كه عدل و ظلم را مى‏شناسى.

    الكيبيادس: «البته و به راستى مى‏شناختم»[7].

    سید محمد رضا علوی سرشکی

     



    [1]- آثار افلاطون جلد دوم در مباحثه سقراط با پولوس.

    [2]- در ترجمه فارسى جلد اول صفحه 38.

    [3]- جلد اول كتاب آثار افلاطون، در ترجمه فارسى، صفحه 58.

    [4]- كتاب جمهور، اثر افلاطون، كتاب دوم، در ترجمه فارسى صفحه 92 ـ 91 در مباحثه
    گلاوكن با سقراط درباره خوبى عدالت.

    [5]- كتاب چهارم از كتاب جمهور افلاطون.

    [6]- در ترجمه فارسى، ص 249 ـ 248، جلد پنجم آثار افلاطون در ترجمه فارسى، صفحه

    2427

    [7]- در ترجمه فارسى جلد سوم آثار افلاطون صفحه 638 ـ 637.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :