استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • اشكالات گتيه به معرفت شناسي سه جزعي  
  • 1388-05-20 12:17:23  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    در رساله ی تتائوس سقراط از تتائوس جوان که از قضا ریاضیدان نیز هست می پرسد آیا می دانی معرفت چیست ؟ این پرسش که اول بار در تاریخ فلسفه مطرح می شود راه را برای مکاتب قرون بعد باز می گذارد تا هر یک انگاره ای از معرفت را مطرح نمایند و از طریق آن چیستی جهان را کند کاو کنند.آنچه اما در رساله ی منون و تتائوس از طریق سقراط پرسیده می شود هر گز جوابی متقن نمی یابد.با این حال آنچه از مجموع دیالکتیک های مطروحه بر نظر نقش می یابد یک تعریف قابل قبول از معرفت است.در این تعریف کلی که در واقع ماهیت معرفت مورد واکاوی قرار گرفته است،باور صادق موجه به عنوان معرفت (ماهیت ) بدست می آید.
    باور داشت ها در یونانی با دوکسا ( doxa)یا همان پندار برابر است.بسیاری از باور های ما ( اعتقادات ) ما می تواند با معرفت هم  راستا شود با این حال نمی توانیم هر باوری را معرفت بخوانیم.برای نمونه علی آسمان ابری را مشاهده می کند.سپس به اتاقش که پنجره ای به سمت بیرون ندارد می رود.مادرش از او می پرسد هوا چطور بود؟ و او پاسخ می دهد باران خواهد بارید.درست در همان لحظه باران شروع به باریدن می کند.علی با دیدن ابر های تو در تو به این اعتقاد رسیده است که باران خواهد بارید با این حال از وجود باران مطلع نیست بل تنها تصادفا باورش و اتفاق منطبق با هم رخ داده اند.شاید پرسشی ساده مطرح گردد مبنی بر اینکه مگر هر بار هوا ابری است امکان باران باریدن وجود ندارد؟ در پاسخ می توان گفت که اگر چه امکان موجود است اما در معرفت یا علم به چیزی ناچار می بایست یک فرض را صادق شمرد.وقتی علی می گوید باران می بارد او در واقع حکم به وقوع یک حالت ممکن داده است.و حکم مقابل را که همان باران نمی بارد است را لغو می کند(اصل هو هویت). می توان مثالی دیگر بر شمرد.
     حسین در پاسخ به سوال علی در باره ی شکل حکومت در فرانسه می گوید : نظام حکومتی در فرانسه جمهوری است و هم اکنون ژاک شیراک در کاخ ریاست جمهوری حکومت را در دست دارد. درست در همان لحظه شیراک وارد دفترش در کاخ ریاست جمهوری می شود.باز هم شاهد هستیم که ادعای معرفت تنها تصادفا با باور حسین یکسانی یافته است.در همین مثال نکته ی دیگری نیز هویدا می شود و ان این است که حتی صدق یک باور (( جمهوریت در فرانسه و ژاک شیراک به عنوان رئیس جمهور )) هم منجر به معرفت نمی گردد اگرچه این دو یعنی باور و صدق آن هر دو لازم اند. تنها باید یک جزء دیگر را به باور صادق افزود و آن توجیه است. اگر حسین در همان زمان که با علی گفتگو می کرد از طریق تلفن مستقیم از سفارت فرانسه از وجود شیراک در دفترش مطلع می شد آنگاه باور صادقش موجه بود.

    ادموند گتیه در سال 1963 در مجله ی آنالیز اشکالاتی بر ای تعریف سه جزعی که با گزشت سال ها هنوز مورد پذیرش بود ایجاد کرد . اشکالات گتیه می گفتند حتی با وجود توجیه باز هم معرفت می تواند مقارن با تصادف باشد.
    فرض کنید علی و رامین با هم دوست هستند.علی می داند که رامین یک ماشین قرمز دارد.او بار ها رامین را در حال رانندگی با ماشین قرمز دیده است. روزی در خیابان آگهی فروش ماشینی قرمز را می بیند.می گوید : می دانم این ماشین از آن رامین است.در محله ی رامین و علی ،شهاب هم یک ماشین قرمز دارد. روز بعد رامین به علی می گوید  ماشینش را فروخته.در اینجا شاهد وقوع تصادف در امر شناختی هستیم.آگهی از آن شهاب است.می بینید که با وجود باور صادق موجه هنوز نمی توان حکم علی را مقارن با شناخت یا معرفت گرفت.این مثال همانندی از تمثال گتیه است.
    در برابر این اشکال سه گروه برای پاسخ گویی شکل گرفت.گروه اول تلاش نمود نظریه ی سه جزعی را با اضافه نمودن جزئیی دیگر اصلاح کنند.دسته ی دوم کل معرفت گزاره ای سه جزئی را کنار گذارد.و دسته ی اخر همچنان بر سر تعریف کلاسیک ایستاد.
    دسته ی اول برای نمونه به سه گزاره ی اول – باور s به p  دوم – باور s به p صادق است سوم – باور s به p دارای توجیه است گزینه ای همچون چهار – توجیه s در باور کردن p نقص پذیر نباشد را اضافه کردند.در این شکل می توان به برخی از مشکلات پاسخ داد اما باز مشکلاتی دیگر روی می دهد.
    در هر حال مشکلات گتیه که تنها در سه صفحه منتشر شد باعث باز اندیشی بنیادین در مفهوم معرفت گردید.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :